خرید بک لینک

دلم گرفته،

دلم عجیب گرفته است.

و هیچ چیز،

نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه نارنج میشود خاموش،

نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست،

نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمیرهاند.

دلم عجیب گرفته است.

خیال خواب ندارم.

کنار پنجره رفت

و روی صندلی نرم پارچهای نشست:

هنوز در سفرم.

خیال میکنم

در آبهای جهان قایقی است

و من - مسافر قایق - هزارها سال است

سرود زنده دریانوردهای کهن را

به گوش روزنههای فصول میخوانم

و پیش میرانم.

مرا سفر به کجا میبرد؟

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:00

صفحه بندی